شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخ تو به جز جور و خواری ندانددل من به جز بردباری نداند
۲
ز بی یارمندی بنالند مردممن از یارمندی، که یاری نداند
۳
ز روزم چه پرسی؟ که چشم ترمنبجز رنگ شبهای تاری نداند
۴
من از داغ هجر تو هردم به نوعیبگریم، که ابر بهاری نداند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth