خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۲۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اول فطرت که نقش صورت چین بستهاندمهر رویت در میان جان شیرین بستهاند
۲
زان نمکدان لب شیرین شورانگیز تودانهٔ خال سیه بر قرص سیمین بستهاند
۳
تا کسی از باغ حسنت شاخ سنبل نشکندزنگیان زلف تو بر ماه پرچین بستهاند
۴
جز به چشم ترک مستت خون مردم کس نریختتا بنای کفر را در چین و ماچین بستهاند
صفحهٔ ۱ از ۲