شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون ز بغداد و لب دجله دلم یاد کنددامنم را چو لب دجلهٔ بغداد کند
۲
هیچ کس نیست که از یار سفر کردهٔ منبرساند خبری خیر و دلم شاد کند
۳
هرگز از یاد من خسته فراموش نشدآنکه هرگز نتواند که مرا یاد کند
۴
هجر داغیست که گر بر جگر کوه نهندسنگ بر سینه زنان آید و فریاد کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth