شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر دردم بر طبیب آسان نبودگفت: تب داری، غلط کرد، آن نبود
۲
نوش دارو داد و آن سودی نداشتگل شکر فرمود و آن درمان نبود
۳
بر طبیبم سوز دل پوشیده ماندورنه اشک دیده‌ام پنهان نبود
۴
من بکوشیدم که: گویم حال خویشدل به دست و نطق در فرمان نبود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth