شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میان ما و تو دوری به اختیار نبودمرا زمان فراق تو در شمار نبود
۲
گذار بود مرا با تو هر دمی ز هوسبه منزلی، که هوا را در آن گذار نبود
۳
حدیث گفتن و اندیشه از رقیبی نهبهم رسیدن و تشویش انتظار نبود
۴
به چند گونه مرا از تو بوسه بود و کنارکه هیچ گونه ترا از برم کنار نبود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth