شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی‌تو دل و جان من زیر و زبر می‌شوددم به دمم درد دل بیش و بتر می‌شود
۲
عمر به سر شد مرا در غم هجران توتا تو نگویی: مرا بی‌تو به سر می‌شود
۳
از رخ چون شمع خود روشنییی پیش توکین شب تاریک ما دیر سحر می‌شود
۴
چند بپوشیدم این راز دل و خلق رااز سخن عاشقان زود خبر می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth