خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۳۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا گر ز وصل تو رنگی برآیدرها کن، که نامم به ننگی برآید
۲
عجب دان که از کارگاه ملاحتجهان را به ینگ تو ینگی برآید
۳
بسی قرن باید که از باغ خوبینهالی چنین شوخ شنگی برآید
۴
چنان شکری، کز دهان تو خیزدمپندار کز هیچ تنگی برآید
صفحهٔ ۱ از ۳