شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا کجا سر زلفت به زیر چنگ آید؟که خاک پای ترا از سپهر ننگ آید
۲
بکن ز جور و جفا هر چه ممکنست امروزکه هر چه صورت زیبا کند بینگ آید
۳
به زور بازوی مردی برون نشاید بردبر آستان تو دستی که زیر سنگ آید
۴
اگر چه شد ز روانی چو آب گفتهٔ ماز وصف قد تو چون بگذریم تنگ آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth