شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگذر ای ساربان، ز منزل یارتا دمی در غمش بگریم زار
۲
از برای کدام روزم بود؟اشک خونین و دیدهٔ‌ خونبار
۳
گر قیامت کنیم، شاید از آنکبا قیامت فتادمان دیدار
۴
پار با دوست بوده‌ایم این جاآه ازین پیشِ دوست بودنِ پار!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth