شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر دم برم به گریه پناه از فراق یارآه! از جفای دشمن و آه از فراق یار!
۲
نشگفت! اگر شکسته شوم در غمش، که هستبارم چو کوه و روی چو کاه از فراق یار
۳
تا آن دو هفته ماه ز من دور شد، شدستروزم چو هفته، هفته چو ماه از فراق یار
۴
چون جان به لب رسید و دل از غم خراب شدتن نیز گو: ممان و بکاه از فراق یار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth