خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۳۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو از دست که میخوردی؟ که خشم آلودهای دیگرمگر با دشمنان ما قدح پیمودهای دیگر؟
۲
ز شادیها چه بنشستی؟ به عزتها چه برجستی؟اگر دشمن ندانستی که بی ما بودهای دیگر
۳
میان دربسته بودی تو که با اغیار بنشینیمیان خویش و اشک ما چرا بگشودهای دیگر؟
۴
دلم را سودهای صدبار و چون از عاشقان خودکم از من کس نمیبینی، چرا فرسودهای دیگر؟
صفحهٔ ۱ از ۳