خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۴۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما به ابد میبریم عشق ترا از ازلدر همه عالم که دید عشق چنین بیخلل؟
۲
از سر من شور تو هیچ نیاید برونگر چه سر آید زمان ورچه در آید اجل
۳
هیچ کسم، گر بدل بر تو گزینم به دلهیچ کسی خود بدل بر تو گزیند بدل؟
۴
شمع لبت را بدید، مهر گرفت از عقیقموم دهانت بدید مهر گرفت از عسل
صفحهٔ ۱ از ۳