شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۴۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
که رساند به من شیفتهٔ مسکین حال؟خبری زان صنم ماهرخ مشکین خال
۲
هر سحر زلف چو شامش، که دلم در کف اوستدر کف باد شمالست، خنک باد شمال!
۳
نیست میلی به من آن را که ز میل رخ اوستمیل در میل ز خون دل من مالامال
۴
دل آشفته بجای کس دیگر بستمکه نه اندیشهٔ قربست و نه امید زوال
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth