خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۴۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای به خار هجر ما را سفته دلرحمتی کن بر من آشفته دل
۲
رنگ رویم سربسر کرد آشکارسر اندر سالها بنهفته دل
۳
قصهٔ آتش، که در جان منستبر زبان آب چشمم گفته دل
۴
بر امید آنکه او را غم خوریپیش خار غم چو گل بشکفته دل
صفحهٔ ۱ از ۲