شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۴۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خیز، که درمی‌رسد موکب سلطان گلچارهٔ بزمی بساز، تا بنهی خوان گل
۲
گل دو سه روزی مقام بیش نگیرد به باغاین دو سه روزی که هست جان تو و جان گل
۳
طفل ریاحین مکید شیر ز پستان ابربلبل شوریده دل شد به شبستان گل
۴
زود ببینی چو من فاخته را در چمنساخته آوازها بر لب خندان گل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth