شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۴۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر درد سر نباشدت، ای باد صبحدمروزی به دستگیری ما رنجه کن قدم
۲
پیش آی و تازه کن به سر آهنگ آن سرابر خیز و بسته کن به دل احرام آن حرم
۳
او را یکی ببین و چو بینی « و ان یکاد»بر خوان و چون بخوانی بر روی او بدم
۴
گو: ای شکسته خاطر ما را به دست هجرگو: ای سپرده سینهٔ ما را به پای غم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth