خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۴۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نبض دل شوریدهٔ محرور گرفتمدامن ز هوی و هوسش دور گرفتم
۲
زین حجرهٔ ویرانه چو شد سیر دل ماراه در آن خانهٔ معمور گرفتم
۳
گر راه درازست، چه اندیشه؟ که پنهانره توشه ازان منظر منظور گرفتم
۴
در صورت حورا صفتی نیست ز حسنشمن دیده ز دیدار چنان حور گرفتم
صفحهٔ ۱ از ۲