شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۴۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غافل چرایی؟ جانا، ز دردمرحمت کن آخر بر روی زردم
۲
خونم بریزی هر روز، چون منداد از تو خواهم، گویی چه کردم؟
۳
در دام حسنت جز دم ندیدموز خوان عشقت جز خون نخوردم
۴
نقش غمم چون بر دل نوشتیمن نامهٔ خود در می‌نوردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth