خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۵۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیار آن، باده، تا دل را به نور او بر افروزمکه بوی دوست میآرد نسیم باد نوروزم
۲
به عشقم سرزنش کردی ،ببین آن روی را امشبکه عذرم خود ترا گوید که: من روشنتر از روزم
۳
مگو احوال درد من به پیش هر هوسبازیکه جز عاشق نمیداند حکایتهای مرموزم
۴
رها کن، تا بمیرد شمع پیش او ز رشک امشبکه چون باید ز عکس او دگر بارش بر افروزم
صفحهٔ ۱ از ۲