شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر مرغ این هوایی، بال و پرت بسوزمور حال دل نمایی، دل در برت بسوزم
۲
من شمع گشتم و تو پروانه، تا به زاریدر پای من بمیری، من در برت بسوزم
۳
چون ز آتشت بسوزم دیگر بشارت آرمتا بنگرم که هستی، زان بهترت بسوزم
۴
خاکسترت کنم من روزی در آتش خودوز دستم ار بنالی خاکسترت بسوزم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth