شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمده‌ام که صف این صفهٔ بار بشکنمصدرنشین صفه را رونق کار بشکنم
۲
روی به سنت آورم، میوهٔ جنت آورمصورت حور بشکنم، سورهٔ نار بشکنم
۳
غول دلیل راه شد، دیو سر سپاه شددیو و طلسم هر دو را از بن و بار بشکنم
۴
شهر خطیب کشته منبر و خطبه نو کنمدیر بلند گشته را برج و حصار بشکنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth