شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف تو اگر به تاب می‌بینمدل ز آتش غم کباب می‌بینم
۲
این جور، که بر دلم پسندیدیظلمیست که بر خراب می‌بینم
۳
در دیدهٔ‌خود خیال رخسارتچون عکس قمر در آب می‌بینم
۴
این شیوهٔ چشمهای بی‌خوابتگویی که: مگر به خواب می‌بینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth