خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۵۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون ساعدت مساعد آنست رشتهایمدر خون خود، که عاشق آن دست گشتهایم
۲
در خاک کوی خود دل ما را بجوی نیککو را به آب دیدهٔ خونین سرشتهایم
۳
گرمان بخوان وصل نخوانی شبی، بخوانخط به خون که روز فراقت نبشتهایم
۴
بیخار محنتی نگذارد زمین دلتخم محبت تو، که در سینه کشتهایم
صفحهٔ ۱ از ۳