شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا بر آن عارض زیبا نظر انداخته‌ایمخانهٔ عقل به یک بار برانداخته‌ایم
۲
بر دل ما دگر آن یار کمان ابرو تیرگو: مینداز، که ما خود سپر انداخته‌ایم
۳
هیچ شک نیست که: روزی اثری خواهد کردتیر آهی که به وقت سحر انداخته‌ایم
۴
ای که قصد سر ما داری، اگر لایق تستبپذیرش، که به پای تو در انداخته‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth