خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۵۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بندهٔ عشقیم و سالهاست که هستیمورزش عشق تو کار ماست، که مستیم
۲
بس بدویدیم در به در ز پی توچون که نشان تو یافتیم نشستیم
۳
باز دل ما بزیر پای غم توبام لگدکوب شد که خانهٔ پستیم
۴
کار نداریم جز خیال تو، گر چهمدعیان را خیال بود که: جستیم
صفحهٔ ۱ از ۳