خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۵۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حال این پیکر از آن بتگر دانا پرسیمیا خود از پیش حکیمان توانا پرسیم
۲
چه طلسمست درین گنج و چه رسمست او رایا چه اسمست؟ کسی نیست کزو وا پرسیم
۳
راه بسیار درین خانه، ولیکن ما راراه آن نیست که گوییم سخن، یا پرسیم
۴
هر که ما را بشناسد به خدا راه بردکو شناسنده؟ که از وی سخن ما پرسیم
صفحهٔ ۱ از ۳