شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قصهٔ یار سبک روح نگفتم به گرانانکه چنین حال نشاید که بگویند به آنان
۲
ای که جان خواسته‌ای از من بیدل، بفرستمجان چه چیزست؟ که زودش نفرستند به جانان
۳
جان به تن باز رود کشتهٔ شمشیر غمت رادر لحد نام تو گر بشنود از مرثیه خوانان
۴
بر سر خوان خیال تو ز بس خون که بخوردیمپیر گشتیم و ز ما صرفه ببردند جوانان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth