شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به کی این بستن و بگسیختن؟سیر نگشتی تو ز خون ریختن؟
۲
چیست چنین مست شدن وانگهیبا من بیچاره بر آویختن؟
۳
بر لب بدخواه زدن آب وصلوز تن من گرد بر انگیختن؟
۴
سیم تنا، خوش عملی نیست ایندل ز کسان بردن و بگریختن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth