شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترا رسد گره مشک بر قمر بستنبه گاه شیوه‌گری لعل بر شکر بستن
۲
کمر به کشتن ما گر ببسته‌ای سهلستبیا، که حلقه بکوبیم ازین کمر بستن
۳
مرا که روی تو باید چه کار باد گری؟چو پای درد کند شرط نیست سر بستن
۴
دگر به پند من، ای مدعی، زبان مگشایکه لب نخواهم ازین ماجرا دگر بستن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth