خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سهل باشد روزه از نانی و آبی داشتنروزه از روی چنان باشد عذابی داشتن
۲
سوختم از روزهٔ هجرانش، اندر عید وصلهم به می باید حریفان را شرابی داشتن
۳
ایکه خوابت میبرد، بنشین، که با هم راست نیستمیل خوبان کردن و در دیده خوابی داشتن
۴
از غم او گر بگریی باز پوشان چشمترگر نمییاری چو مادر آفتابی داشتن
صفحهٔ ۱ از ۲