خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیرینتر از دلدار من دلدار نتوان یافتنمسکینتر از من عاشقی غمخوار نتوان یافتن
۲
در دهر چون من بیدلی سرگشته کم پیدا شوددر شهر چون او دلبری عیار نتوان یافتن
۳
ما را ملامت گو: مکن زین پس به مستی، اوحدیکز دور چشم مست او هشیار نتوان یافتن
۴
هرگز به بیداری کجا دستم به وصل او رسید؟چون یک شب این بخت مرا بیدار نتوان یافتن
صفحهٔ ۱ از ۳