خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ندانی ز جسم و جان مردنپیش آن رخ کجا توان مردن؟
۲
عاشقی چیست؟ زنده بودن فاشوآنگه از عشق او نهان مردن
۳
از برون جهان نشاید مرددر جهان باید از جهان مردن
۴
هیچ دانی حیات باقی چیست؟پیش آن خاک آستان مردن
صفحهٔ ۱ از ۲