شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بار بربستیم، ازین منزل به در باید شدنآب این جا تیره شد، جای دگر باید شدن
۲
وحشت آباد است این، زین جا سبک بیرون رویمگر به پهلو گشت باید ور به سر باید شدن
۳
چون نمی‌بینیم از آن آرام جان این جا اثربا نثار اشک خونین بر اثر باید شدن
۴
یاد نقش روی آن گل چهره چون همراه ماستسهل باشد گر به روی خاربر باید شدن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth