شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشمم کنار دجله شد، جز یاد بغدادم مکنچون این هوس دارد دلم، از دیگری یادم مکن
۲
بر جان شیرینم ببخش، ای خسرو خوبان چینآشفته بر کوه و کمر مانند فرهادم مکن
۳
در جوشم از سودای تو،آبی بزن بر آتشمخاموشم از غوغای تو، چون خاک بر بادم مکن
۴
در سینهٔ من می‌نهد مهر تو بنیاد، ای پریاز کینه بنیادم مکن، بر سینه بیدادم مکن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth