خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باغ جهان روی تست، رای گلستان مکنطیرهٔ سنبل مخواه، طره پریشان مکن
۲
گر چه به حکم توایم، بر جگر ریش مازخم، که شاید،مزن، جور، که بتوان، مکن
۳
رای که بود؟ اینکه تو: عاشق بیچاره رادم بدم از درد خود میکش و درمان مکن
۴
چونکه به فرمان تست این دل مسکین که گفت:کاندل چون سنگ را هیچ به فرمان مکن
صفحهٔ ۱ از ۲