خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای میر ترکان عجم، ترک وفاداری مکنجان عزیز من تویی، برجان من خواری مکن
۲
با چشم تو تقریر کن: کآهنگ جان بیدلانگر پیش ازین میکردهای، اکنون که بیماری مکن
۳
پیشم نشستی ساعتی تا حال دل پرسی، کنونبرخاستی تا دل بری، بنشین و عیاری مکن
۴
رخصت که دادست اینکه تو آشفتگان عشق رادر آتش سودای خود میسوز و غمخواری مکن؟
صفحهٔ ۱ از ۳