خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل فراق روی جانان بر نتابد بیش ازینسینه داغ هجر آنان بر نتابد بیش ازین
۲
با چنین تلخی، که طبع ما کشید از دست هجرشور این شیرین زبانان بر نتابد بیش ازین
۳
پیر گشتم، ایدل، از خوبان حذر میکن، که پیرقوت دست جوانان بر نتابد بیش ازین
۴
مهربانا، گر توانی رحم کن بر کار مازانکه کار ناتوانان بر نتابد بیش ازین
صفحهٔ ۱ از ۲