شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روی زیبا نتوان داشت نهان پیوستهخاصه رویت که به روحست و روان پیوسته
۲
زلف از دست بدادیم و ز دل خون بچکیدگویی آن زلف رگی بود به جان پیوسته
۳
آبم از دیده روانست و خیال قد اوهمچو سرویست در آن آب روان پیوسته
۴
ابروان همچو کمان داری و مژگان چون تیروز پی عربده تیرت به کمان پیوسته
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth