خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۷۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کام دل تنگ از آن تنگ دهانم بدهبوسهای، ار آشکار نیست، نهانم بده
۲
خانه جدا میکنی،طاقت اینم ببخشبوسه بها میکنی، مکنت آنم بده
۳
چون نتواند کسی چارهٔ بهبود منمن به جز از خویشتن هیچ ندانم، بده
۴
دل به تمنای تو بر در امید زدیا چو سگم جای ساز،یا بسگانم بده
صفحهٔ ۱ از ۳