شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۷۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب شد، به مستان اندکی تریاک بیداری بدهرندان سیکی خواره را گر ساغری داری، بده
۲
زین حرفهای لاله گون چون لاله میسوزد دلمروی تو ما را لاله بس، ممزوج گلناری بده
۳
اکنون که آب از کار شد، بر خیز و آب کار کنبی‌کار منشین، ای پسر، آن بادهٔ کاری بده
۴
امشب که در دیر آمدم، زنار باید بر میانای یار ترسا، حلقه‌ای زان یار زناری بده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth