شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۷۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای مردگان، کجایید؟ اینک مسیح زندههر دم لبش حیاتی در مرده‌ای دمنده
۲
زنار او کمندی در حلق جان کشیدهناقوس او خروشی در آسمان فگنده
۳
ای خاکیان رنجور، آمد طبیب دلهاکز جانتان بشوید ترکیب آب گنده
۴
رنج درون تن را تدبیر اوست کافیدرد نهان دل را درمان او بسنده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth