شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۷۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای داده روی خوب تو از حسن داد دیدهایزد ز آفرین فراوانت آفریده
۲
چون ذره در هوای تو خورشید آسمانیبسیار در فراز و نشیب جهان دویده
۳
گل در میان باغ به دست نسیم صد پیاز یاد چهرهٔ تو به خود جامه بر دریده
۴
بی‌رنگ و سرمه خم ابروی عنبرینتصد باره چهرهٔ نقاش چین بریده
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلاتن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth