خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۷۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیدهز سوز و آه خود بسیار سرد و گرمها دیده
۲
طریق جانگذاری را ز راه شوق واجستهرموز عشق بازی را ز روی مهر وادیده
۳
دل خود را بچین زلف خوبان چگل بستهسر خود را بزیر پای ترکان سرا دیده
۴
ز خوبان دیده داغ هجر و دیگرشان دعا گفتهز ترکان خورده تیغ جور و باز از خود جفا دیده
صفحهٔ ۱ از ۳