خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۷۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
او را که در سماع سخن نیست حالتیفریاد و رقص او نبود جز ضلالتی
۲
چون ذره آنکه رقص کند در رهش ز عشقروشن چو آفتاب بیابد ولایتی
۳
هر کس که او نه از سر دردی زند نفسلازم شود بهر نفس او را خجالتی
۴
آشوب رقص و شور و شر و های و هوی اودیوانگیست این همه بیوجه حالتی
صفحهٔ ۱ از ۳