شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۷۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دانه‌ای بر روی دام انداختیمرغ آدم را ز بام انداختی
۲
تا شود سجاده و تسبیح ردجرعه‌ای در کاس و جام انداختی
۳
هر کرا خون خواستی کردن حلالخرقهٔ او بر حرام انداختی
۴
چون سزای سوختن دیدی مرادر چنین سودای خام انداختی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth