خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۷۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را چو توانی که ز خود دور فرستیاین نیز توانی که بما نور فرستی
۲
در وعدهٔ فردای تو این صبر که کردیمما را تو مبادا که بر حور فرستی
۳
بیمنت موسی سخنی چند ز دیداربنویس در آن لوح که از طور فرستی
۴
هر نامه که از پیش تو آمد همه شد فاشزیرا که تو با آن دف و طنبور فرستی
صفحهٔ ۱ از ۳