شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۷۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوگند من شکستی، عهدم به باد دادیبا این ستیزه رویی روز و شبم به یادی
۲
گفتی: چو کارت افتد من دستگیر باشمخود با حکایت من دیگر نیوفتادی
۳
چستی نمودم، ای جان، در کار عشق اولسودی نداشت با تو چستی و اوستادی
۴
چون دیده و دل من گشتند فتنهٔ توآب اندران فگندی آتش از آن نهادی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth