شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۷۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز تورانیان تنگ چشمی سواریدر ایران به زلف سیه کرد کاری
۲
که کافر نکردست بر دین پرستیکه دشمن نکردست با دوستداری
۳
دهانش خموشی، لبش باده نوشیسرش پر خروشی، میان پود و تاری
۴
به چهره چراغی، به رخساره باغیبه سیرت بهشتی، به صورت بهاری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth