شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۷۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داریکجا یادآوری از من؟ که از من بهتری داری
۲
چه محتاجی به آرایش؟ که پیش نقش روی توکس از حیرت نمی‌داند که بر تن زیوری داری
۳
من مسکین سری دارم، فدای مهرتست، ار چهتو صد چون من به هر جایی و هر جایی سری داری
۴
نشاید پر نظر کردن به رویت، کان سعادت رامبارک ناظری باید، که نیکو منظری داری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth