شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جهد بکن تا که به جایی رسیدرد بکش، تا به دوایی رسی
۲
بر سر آن کوچه بسی برگهاستخیز و برو، تا به نوایی رسی
۳
پیرهنی چاک نکردی به عشقکی ز بر او به قبایی رسی؟
۴
تا نشوی فارغ و یکتا، کجااز سر آن زلف بتایی رسی؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth